خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





زندگینامه امام محمد باقر(ع

    زندگینامه امام محمد باقر(ع( نام مبارك امام پنجم محمد بود . لقب آن حضرت باقر يا باقرالعلوم است ,بدين جهت كه : درياى دانش را شكافت و اسرار علوم را آشكارا ساخت . القاب ديگرى مانند شاكر و صابر و هادى نيز براى آن حضرت ذكر كردهاند كه هريك بازگوينده صفتى از صفات آن امام بزرگوار بوده است . كنيه امام ابوجعفر بود . مادرش فاطمه دختر امام حسن مجتبى ( ع )است . بنابراين نسبت آن حضرت از طرف مادر به سبط اكبر حضرت امام حسن ( ع )و از سوى پدر به امام حسين ( ع ) ميرسيد . پدرش حضرت سيدالساجدين , امام زين العابدين , على بن الحسين ( ع ) است . تولد حضرت باقر ( ع ) در روز جمعه سوم ماه صفر سال 57 هجرى در مدينه جانگداز كربلا همراه پدر و در كنار جدش حضرت سيدالشهداء كودكى بود كه به چهارمين بهار زندگيش نزديك ميشد . دوران امامت امام محمد باقر ( ع ) از سال 95 هجرى كه سال درگذشت امام زين العابدين ( ع ) است آغاز شد و تا سال 114 ه . يعنى مدت 19 سال و چند ماه ادامه داشته است . در دوره امامت امام محمد باقر ( ع ) و فرزندش امام جعفرصادق ( ع ) مسائلى مانند انقراض امويان و بر سر كار آمدن عباسيان و پيدا شدن مشاجرات سياسى و ظهور سرداران و مدعيانى مانند ابوسلمه خلال و ابومسلم خراسانى و ديگران مطرح است , ترجمه كتابهاى فلسفى و مجادلات كلامى در اين دوره پيش ميآيد , و عدهاى از مشايخ صوفيه و زاهدان و قلندران وابسته به دستگاه خلافت پيدا ميشوند . قاضيها و متكلمانى به دلخواه مقامات رسمى و صاحب قدرتان پديدميآيند و فقه و قضاء و عقايد و كلام و اخلاق را - بر طبق مصالح مراكز قدرت خلافت شرح و تفسير مينمايد , و تعليمات قرآنى - به ويژه مسأ له امامت و ولايت را , كه پس از واقعه عاشورا و حماسه كربلا , افكار بسيارى از حق طلبان را به حقانيت آل على ( ع ) متوجه كرده بود , و پرده از چهره زشت ستمكاران اموى ودين به دنيا فروشان برگرفته بود , به انحراف ميكشاندند و احاديث نبوى را دربوته فراموشى قرار ميدادند . برخى نيز احاديثى به نفع دستگاه حاكم جعل كرده ويا مشغول جعل بودند و يا آنها را به سود ستمكاران غاصب خلافت دگرگون مينمودند . اينها عواملى بود بسيار خطرناك كه بايد حافظان و نگهبانان دين در برابر آنهابايستند . بدين جهت امام محمد باقر ( ع ) و پس از وى امام جعفر صادق ( ع )از موقعيت مساعد روزگار سياسى , براى نشر تعليمات اصيل اسلامى و معارف حقه بهره جستند , و دانشگاه تشيع و علوم اسلامى را پايهريزى نمودند . زيرا اين امامان بزرگوار و بعد شاگردانشان وارثان و نگهبانان حقيقى تعليمات پيامبر( ص ) و ناموس و قانون عدالت بودند , و ميبايست به تربيت شاگردانى عالم و عامل و يارانى شايسته و فداكار دست يازند , و فقه آل محمد ( ص ) را جمع و تدوين و تدريس كنند . به همين جهت محضر امام باقر ( ع ) مركز علماء ودانشمندان و راويان حديث و خطيبان و شاعران بنام بود . در مكتب تربيتى امام باقر ( ع ) علم و فضيلت به مردم آموخته ميشد . ابوجعفر امام محمد باقر ( ع )متولى صدقات حضرت رسول ( ص ) و اميرالمؤمنين ( ع ) و پدر و جد خود بود واين صدقات را بر بنى هاشم و مساكين و نيازمندان تقسيم ميكرد , و اداره آنهارا از جهت مالى به عهده داشت . امام باقر ( ع ) داراى خصال ستوده و مؤدب به آداب اسلامى بود . سيرت و صورتش ستوده بود . پيوسته لباس تميز و نوميپوشيد . در كمال وقار و شكوه حركت ميفرمود . از آن حضرت ميپرسيدند : جدت لباس كهنه و كم ارزش ميپوشيد , تو چرا لباس فاخر بر تن ميكنى ؟ پاسخ ميداد : مقتضاى تقواى جدم و فرماندارى آن روز , كه محرومان و فقرا و تهيدستان زيادبودند , چنان بود . من اگر آن لباس بپوشم در اين انقلاب افكار , نميتوانم تعظيم شعائر دين كنم . امام پنجم ( ع ) بسيار گشادهرو و با مؤمنان و دوستان خويش برخورد بود . با همه اصحاب مصافحه ميكرد و ديگران را نيز بدين كار تشويق ميفرمود . در ضمن سخنانش ميفرمود : مصافحه كردن كدورتهاى درونى را از بين ميبرد و گناهان دوطرف - همچون برگ درختان در فصل خزان - ميريزد . امام باقر ( ع ) در صدقات و بخشش و آداب اسلامى مانند دستگيرى از نيازمندان و تشييع جنازه مؤمنين وعيادت از بيماران و رعايت ادب و آداب و سنن دينى , كمال مواظبت را داشت . ميخواست سنتهاى جدش رسول الله ( ص ) را عملا در بين مردم زنده كند و مكارم اخلاقى را به مردم تعليم نمايد . در روزهاى گرم براى رسيدگى به مزارع و نخلستانها بيرون ميرفت , و باكارگران و كشاورزان بيل ميزد و زمين را براى كشت آماده ميساخت . آنچه ازمحصول كشاورزى - كه با عرق جبين و كد يمين - به دست ميآورد در راه خدا انفاق ميفرمود . بامداد كه براى اداى نماز به مسجد جدش رسول الله ( ص ) ميرفت , پس از گزاردن فريضه , مردم گرداگردش جمع ميشدند و از انوار دانش و فضيلت اوبهرهمند ميگشتند . مدت بيست سال معاويه در شام و كارگزارانش در مرزهاى ديگر اسلامى درواژگون جلوه دادن حقايق اسلامى - با زور و زر و تزوير و اجير كردن عالمان خودفروخته - كوشش بسيار كردند . ناچار حضرت سجاد ( ع ) و فرزند ارجمندش امام محمد باقر ( ع ) پس از واقعه جانگداز كربلا و ستمهاى بيسابقه آل ابوسفيان , كه مردم به حقانيت اهل بيت عصمت ( ع ) توجه كردند , در اصلاح عقايد مردم به ويژه در مسأ له امامت و رهبرى , كه تنها شايسته امام معصوم است , سعى بليغ كردندو معارف حقه اسلامى را - در جهات مختلف - به مردم تعليم دادند ; تا كار نشر فقه و احكام اسلام به جايى رسيد كه فرزند گرامى آن امام , حضرت امام جعفر صادق ( ع ) دانشگاهى با چهار هزار شاگرد پايهگذارى نمود , و احاديث و تعليمات اسلامى را در اكناف و اطراف جهان آن روز اسلام انتشار داد . امام سجاد ( ع )با زبان دعا و مناجات و يادآورى از مظالم اموى و امر به معروف و نهى از منكرو امام باقر ( ع ) با تشكيل حلقههاى درس , زمينه اين امر مهم را فراهم نمود ومسائل لازم دينى را براى مردم روشن فرمود . رسول اكرم اسلام ( ص ) در پرتو چشم واقع بين و با روشن بينى وحى الهى وظايفى را كه فرزندان و اهل بيت گرامياش در آينده انجام خواهند داد و نقشى را كه در شناخت و شناساندن معارف حقه به عهده خواهند داشت , ضمن احاديثى كه از آن حضرت روايت شده , تعيين فرموده است . چنان كه در اين حديث آمده است : روزى جابر بن عبدالله انصارى كه در آخر عمر دو چشم جهان بينش تاريك شده بود به محضر حضرت سجاد ( ع ) شرفياب شد . صداى كودكى را شنيد , پرسيد كيستى ؟ گفت من محمد بن على بن الحسينم , جابر گفت : نزديك بيا , سپس دست او راگرفت و بوسيد و عرض كرد : روزى خدمت جدت رسول خدا ( ص ) بودم . فرمود : شايد زنده بمانى و محمدبن على بن الحسين كه يكى از اولاد من است ملاقات كنى .سلام من را به او برسان و بگو : خدا به تو نور حكمت دهد .علم و دين را نشر بده . امام پنجم هم به امر جدش قيام كرد و در تمام مدت عمر به نشر علم و معارف دينى و تعليم حقايق قرآنى و احاديث نبوى ( ص ) پرداخت . اين جابر بن عبدالله انصارى همان كسى است كه در نخستين سال بعد از شهادت حضرت امام حسين ( ع ) به همراهى عطيه كه مانند جابر از بزرگان و عالمان باتقوا و از مفسران بود , در اربعين حسينى به كربلا آمد و غسل كرد , و در حالى كه عطيه دستش را گرفته بود در كنار قبر مطهر حضرت سيدالشهداء آمد و زيارت آن سرور شهيدان را انجام داد . بارى , امام باقر عليه السلام منبع انوار حكمت و معدن احكام الهى بود . نام نامى آن حضرت با دهها و صدها حديث و روايت وكلمات قصار و اندرزهايى همراه است , كه به ويژه در 19 سال امامت براى ارشاد مستعدان و دانش اندوزان و شاگردان شايسته خود بيان فرموده است . بنا به رواياتى كه نقل شده است , در هيچ مكتب و محضرى دانشمندان خاضعتر و خاشعتر ازمحضر محمد بن على ( ع ) نبودهاند . در زمان اميرالمؤمنين على ( ع ) گوئيا , مقام علم و ارزش دانش هنوز -چنان كه بايد - بر مردم روشن نبود , گويا مسلمانان هنوز قدم از تنگناى حيات مادى بيرون ننهاده و از زلال دانش علوى جامى ننوشيده بودند , و در كنار درياى بيكران وجود على ( ع ) تشنه لب بودند و جز عدهاى معدود قدر چونان گوهرى رانميدانستند . بي جهت نبود كه مولاى متقيان بارها ميفرمود : سلونى قبل از تفقدونى پيش از آنكه من را از دست بدهيد از من بپرسيد . و بارها ميگفت : من به راههاى آسمان از راههاى زمين آشناترم . ولى كو آن گوهرشناسى كه قدر گوهر وجودعلى را بداند ؟ اما به تدريج , به ويژه در زمان امام محمد باقر ( ع ) مردم كم كم لذت علوم اهل بيت و معارف اسلامى را درك ميكردند , و مانند تشنه لبى كه سالها از لذات آب گوارا محروم مانده و يا قدر آن را ندانسته باشد , زلال گواراى دانش امام باقر ( ع ) را دريافتند و تسليم مقام علمى امام ( ع ) شدند , و به قول يكى از مورخان : مسلمانان در اين هنگام از ميدان جنگ و لشكر كشى متوجه فتح دروازههاى علم و فرهنگ شدند . امام باقر ( ع ) نيز چون زمينه قيام بالسيف ( قيام مسلحانه ) در آن زمان - به علت خفقان فراوان و كمبودحماسه آفرينان - فراهم نبود , از اين رو , نشر معارف اسلام و فعاليت علمى راو هم مبارزه عقيدتى و معنوى با سازمان حكومت اموى را , از اين طريق مناسبترميديد , و چون حقوق اسلام هنوز يك دوره كامل و مفصل تدريس نشده بود , به فعاليتهاى ثمر بخش علمى در اين زمينه پرداخت . اما بدين خاطر كه نفس شخصيت امام و سير تعليمات او - در ابعاد و مرزهاى مختلف - بر ضرر حكومت بود , مورد اذيت و ايذاء دستگاه قرار ميگرفت . در عين حال امام هيچگاه از اهميت تكليفى شورش ( عليه دستگاه ) غافل نبود , و از راه ديگرى نيز آن را دامن ميزد : و آن راه , تجليل و تأ ييد برادر شورشياش زيد بن على بن الحسين بود . رواياتى در دست است كه وضع امام محمد باقر ( ع ) كه خود - در روزگارش - مرزبان بزرگ فكرى و فرهنگى بوده و نقش مهمى در نشر اخلاق و فلسفه اصيل اسلامى و جهان بينى خاص قرآن , و تنظيم مبانى فقهى و تربيت شاگردانى مانند امام شافعى و تدوين مكتب داشته , موضع انقلابى برادرش زيد را نيز تأ ييدميكرده است چنانكه نقل شده امام محمد باقر ( ع ) ميفرمود : خداوندا پشت من را به زيد محكم كن . و نيز نقل شده است كه روزى زيد بر امام باقر ( ع ) وارد شد , چون امام ( ع ) زيد بن على را ديد , اين آيه را تلاوت كرد : يا ايها الذين آمنوا كونوا قوامين بالقسط شهداء لله . يعنى : اى مؤمنان , بر پاى دارندگان عدالت باشيد و گواهان , خداى را . آنگاه فرمود : انت و الله يا زيد من اهل ذلك , اى زيد , به خدا سوگندتو نمونه عمل به اين آيهاى . ميدانيم كه زيد برادر امام محمد باقر ( ع ) كه تحت تأ ثير تعليمات ائمه ( ع ) براى اقامه عدل و دين قيام كرد . سرانجام عليه هشام به عبدالملك اموى ,در سال ( 120 يا 122 ) زمان امامت امام جعفر صادق ( ع ) خروج كرد و دستگاه جبار , ناجوانمردانه او را به قتل رساند . بدن مقدس زيد را سالها بر دار كردند و سپس سوزانيدند . و چنانكه تاريخ مينويسد : گرچه نهضت زيد نيز به نتيجهاى نينجاميد و قيامهاى ديگرى نيز كه در اين دوره به وجود آمد , از جهت ظاهرى به نتايجى نرسيد , ولى اين قيامها و اقدامها در تاريخ تشيع موجب تحرك و بيدارى و بروز فرهنگ شهادت عليه دستگاه جور به شمار آمده و خون پاك شيعه را درجوشش و غليان نگهداشته و خط شهادت را تا زمان ما در تاريخ شيعه ادامه داده است . امام باقر ( ع ) و امام صادق ( ع ) گرچه به ظاهر به اين قيامها دست نيازيدند , كه زمينه را مساعد نميديدند , ولى در هر فرصت و موقعيت به تصحيح نظر جامعه درباره حكومت و تعليم و نشر اصول اسلام و روشن كردن افكار , كه نوعى ديگر از مبارزه است , دست زدند . چه در اين دوره , حكومت اموى رو به زوال بود و فتنه عباسيان دامنگير آنان شده بود , از اين رو بهترين فرصت براى نشرافكار زنده و تربيت شاگردان و آزادگان و ترسيم خط درست حكومت , پيش آمده بود و در حقيقت مبارزه سياسى به شكل پايهريزى و تدوين اصول مكتب - كه امرى بسيار ضرورى بود - پيش آمد . اما چنان كه اشاره شد , دستگاه خلافت آنجا كه پاى مصالح حكومتى پيش ميآمدو احساس ميكردند امام ( ع ) نقاب از چهره ظالمانه دستگاه برميگيرد و خط صحيح را در شناخت امام معصوم ( ع ) و امامت كه دنباله خط رسالت و بالاخره حكومت الله است تعليم ميدهد , تكان ميخوردند و دست به ايذاء و آزار وشكنجه امام ( ع ) ميزدند و گاه به زجر و حبس و تبعيد ... براى شناخت اين امر , به بيان اين واقعه كه در تاريخ ياد شده است ميپردازيم : در يكى از سالها كه هشام بن عبدالملك , خليفه اموى , به حج ميآيد , جعفر بن محمد , امام صادق , در خدمت پدر خود , امام محمد باقر , نيز به حج ميرفتند . روزى در مكه , حضرت صادق , در مجمع عمومى سخنرانى ميكند و در آن سخنرانى تأ كيد بر سر مسأ له پيشوايى و امامت و اينكه پيشوايان بر حق و خليفههاى خدا در زمين ايشانند نه ديگران , و اينكه سعادت اجتماعى و رستگارى در پيروى از ايشان است و بيعت با ايشان و ... نه ديگران . اين سخنان كه در بحبوحه قدرت هشام گفته ميشود , آن هم در مكه در موسم حج , طنينى بزرگ مييابد و به گوش هشام ميرسد . هشام در مكه جرأ ت نميكند و به مصلحت خود نميبيند كه متعرض آنان شود . اما چون به دمشق ميرسد , مأ مور به مدينه ميفرستد و از فرماندارمدينه ميخواهد كه امام باقر ( ع ) و فرزندش را به دمشق روانه كرد , و چنين ميشود . حضرت صادق ( ع ) ميفرمايد : چون وارد دمشق شديم , روز چهارم ما را به مجلس خود طلبيد . هنگامى كه به مجلس او درآمديم , هشام بر تخت پادشاهى خويش نشسته و لشكر و سپاهيان خود را در سلاح كامل غرق ساخته بود , و در دو صف دربرابر خود نگاه داشته بود . نيز دستور داده بود تا آماج خانهاى ( جاهايى كه درآن نشانه براى تيراندازى ميگذارند ) در برابر او نصب كرده بودند , و بزرگان اطرافيان او مشغول مسابقه تيراندازى بودند . هنگامى كه وارد حياط قصر او شديم , پدرم در پيش ميرفت و من از عقب او ميرفتم , چون نزديك رسيديم , به پدرم گفته : شما هم همراه اينان تير بيندازيد پدرم گفت : من پير شدهام . اكنون اين كار از من ساخته نيست اگر من را معاف دارى بهتر است . هشام قسم ياد كرد : به حق خداوندى كه ما را به دين خود و پيغمبر خود گرامى داشت , تورا معاف نميدارم . آنگاه به يكى از بزرگان بنى اميه امر كرد كه تير و كمان خود را به او ( يعنى امام باقر - ع - ) بده تا او نيز در مسابقه شركت كند . پدرم كمان را از آن مرد بگرفت و يك تير نير بگرفت و در زه گذاشت و به قوت بكشيد و بر ميان نشانه زد . سپس تير ديگر بگرفت و بر فاق تير اول زد ... تاآنكه نه تير پياپى افكند . هشام از ديدن اين چگونگى خشمگين گشت و گفت : نيك تير انداختى اى ابوجعفر , تو ماهرترين عرب و عجمى در تيراندازى . چراميگفتى من بر اين كار قادر نيستم ؟ ... بگو : اين تيراندازى را چه كسى به توياد داده است . پدرم فرمود : ميدانى كه در ميان اهل مدينه , اين فن شايع است . من در جوانى چندى تمرين اين كار كردهام . سپس امام صادق ( ع ) اشاره ميفرمايد كه : هشام از مجموع ماجرا غضبناك گشت و عازم قتل پدرم شد . در همان محفل هشام بر سر مقام رهبرى و خلافت اسلامى با امام باقر ( ع ) سخن ميگويد . امام باقر درباره رهبرى رهبران بر حق و چگونگى اداره اجتماع اسلامى و اينكه رهبر يك اجتماع اسلامى بايد چگونه باشد , سخن ميگويد . اينها همه هشام را - كه فاقد آن صفات بوده است و غاصب آن مقام -بيش از پيش ناراحت ميكند . بعضى نوشتهاند كه : امام باقر را در دمشق به زندان افكند . و چون به او خبر ميدهند كه زندانيان دمشق مريد و معتقد به امام ( ع ) شدهاند , امام را رها ميكند و به شتاب روانه مدينه مينمايد . و پيكى سريع , پيش از حركت امام از دمشق , ميفرستد تا در آباديها و شهرهاى سر راه همه جا عليه آنان ( امام باقر و امام صادق ع ) تبليغ كنند تا بدين گونه ,مردم با آنان تماس نگيرند و تحت تأ ثير گفتار و رفتارشان واقع نشوند . با اين وصف امام ( ع ) در اين سفر , از تماس با مردم - حتى مسيحيان - و روشن كردن آنان غفلت نميورزد . جالب توجه و قابل دقت و يادگيرى است كه امام محمد باقر ( ع ) وصيت ميكند به فرزندش امام جعفر صادق ( ع ) كه مقدارى از مال او را وقف كند , تاپس از مرگش , تا ده سال در ايام حج و در منى محل اجتماع حاجيها براى سنگ انداختن به شيطان ( رمى جمرات ) و قربانى كردن براى او محفل عزا اقامه كنند . توجه به موضوع و تعيين مكان , اهميت بسيار دارد . به گفته صاحب الغدير -زنده ياد علامه امينى - اين وصيت براى آن است كه اجتماع بزرگ اسلامى , در آن مكان مقدس با پيشواى حق و رهبر دين آشنا شود و راه ارشاد در پيش گيرد , واز ديگران ببرد و به اين پيشوايان بپيوندد , و اين نهايت حرص بر هدايت مردم است و نجات دادن آنها از چنگال ستم و گمراهى . شهادت امام باقر ( ع ( حضرت امام محمد باقر ( ع ) 19 سال و ده ماه پس از شهادت پدر بزرگوارش حضرت امام زين العابدين ( ع ) زندگى كرد و در تمام اين مدت به انجام دادن وظايف خطير امامت , نشر و تبليغ فرهنگ اسلامى , تعليم شاگردان , رهبرى اصحاب و مردم , اجرا كردن سنتهاى جد بزرگوارش در ميان خلق , متوجه كردن دستگاه غاصب حكومت به خط صحيح رهبرى و راه نمودن به مردم در جهت شناخت رهبر واقعى و امام معصوم , كه تنها خليفه راستين خدا و رسول ( ص ) در زمين است , پرداخت و لحظهاى از اين وظيفه غفلت نفرمود . سرانجام در هفتم ذيحجه سال 114 هجرى در سن 57 سالگى در مدينه به وسيله هشام مسموم شد و چشم از جهان فروبست . پيكر مقدسش را در قبرستان بقيع - كنارپدر بزرگوارش - به خاك سپردند . زنان و فرزندان فرزندان آن حضرت را هفت نفر نوشتهاند : ابوعبدالله جعفر بن محمد الصادق ( ع ) و عبدالله كه مادرشان ام فروه دختر قاسم بن محمد بن ابى بكر بود . ابراهيم و عبيدالله كه از ام حكيم بودند و هر دو در زمان حيات پدر بزرگوارشان وفات كردند . على و زينب و ام سلمه كه از ام ولد بودند .

    سیره قرآنی امام محمد باقرعلیه السلام

    پگاه سخن

    پنجمین ستاره فروزان آسمان امامت و هفتمین گوهر عرش عصمت و طهارت حضرت امام محمد باقر (ع) در روز سوم ماه سفر و به نقلی در روز اول ماه رجب سال 57 ه.ق در مدینه منوره دیده به جهان گشود.(1) پدرش حضرت علی بن الحسین(ع) و مادرش حضرت فاطمه(س) دختر امام حسن مجتبی(ع) است که امام صادق(ع) از وی با تعبیر کانت صدّیقة لم یدرک مثلها فی آل الحسین(2) یاد نموده است، لذا امام باقر(ع) نخستین کسی است که پدرش از نسل امام حسین(ع) و مادرش از نسل امام حسن(ع) است.(3)

    آن حضرت افزون بر لقب شاکر وهادی به لقب باقر العلوم شهرت یافت، به طوری که جابر بن یزید جعفی می گوید:لانّه بقرالعلم بقراً ای شقّه و اظهره اظهاراً؛(4) او علم را شکافت و رموز و نکات دقیق آن را روشن ساخت.

    ایشان در واقعه جانگداز کربلا همراه پدر و در کنار جدش حضرت سیّدالشهدا(ع) کودکی بود که چهارمین بهار زندگی اش را آغاز کرده بود. آن بزرگوار بعد از شهادت پدرش حضرت امام سجاد(ع) در سال 95 ه.ق کشتی هدایت امت اسلامی را در میان دریای متلاطم حوادث رهبری کرد و به مدت 19 سال و چند ماه زعامت شیعیان را عهده دار شد و سرانجام در روز هفتم ماه ذی الحجّه سال 114 ه.ق در سن 57 سالگی به دستور هشام بن عبدالملک دهمین خلیفه بنی امیه مسموم شد و در مدینه به شهادت رسید و در کنار مرقد مطهر پدر بزرگوارش حضرت زین العابدین(ع) در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد.

    آن حضرت در دوران امامت خویش فرصت های مناسبی را برای گسترش فرهنگ قرآنی و استحکام معارف شیعی و ترویج آن در میان اقشار مختلف مسلمانان به دست آورد، به طوری که با اندک مطالعه در سیره آن بزرگوار می توان به حضور گسترده آیات وحیانی در تمام زوایای زندگی اشان پی برد.

    پنجمین فروغ امامت همانند پدران طاهرینش آن چنان قرآن را با برنامه های زندگی خود عجین کرده بود که کم تر روایتی را می توان از آن بزرگوار به دست آورد که در آن اشاره، شاهد و یا تفسیری از قرآن نباشد، به طوری که تمام سخنان، پاسخ ها و مثال های ایشان برگرفته از مقال وحی است.

    به بهانه شهادت آن امام همام(ع) در این فرصت به سراغ رهنمودهای گهربارشان در زمینه آیات فراوان رفته تا بازتاب انوار درخشان الهی را در سیره و گفتار حضرتش به نظاره بنشینیم.

    آگاه ترین مفسّر عصر خویش

    با استناد به آموزه های دینی و روایی، امامان معصوم(ع) شایسته ترین ترجمان وحی و آشناترین افراد به تفسیر و تأویل آیات قرآن هستند. بنابراین اگر تشنگان معارف الهی بخواهند از چشمه سار وحی سیراب شوند، باید پوینده راه آن بزرگواران باشند. حضرت علی(ع) در این زمینه می فرماید:...نحن احقّ النّاس به...؛(5) ما امامان معصوم(ع) برای تفسیر قرآن از همه مردم شایسته تر هستیم. بر این اساس امام محمد باقر(ع) می فرماید: ما یستطیع احدٌ ان یدّعی انّ عنده جمیع القرآن کلّه ظاهره و باطنه غیر الاوصیاء؛(6) کسی به غیر از جانشینان پیامبر(ص) نمی تواند ادّعا کند که تمام قرآن، ظاهر و باطنش،نزد اوست و نیز می فرماید:انّ من علم ما اوتینا تفسیر القرآن و احکامه؛(7) حقیقتاً دانشی که به ما داده شده است همان تفسیر قرآن و بیان احکام آن است.

    پنجمین خورشید امامت باز در این راستا می فرماید: فانّما علی النّاس ان یقرؤا القرآن کما انزل فاذا احتاجوا الی تفسیره فالاهتداء بنا و الینا؛(8) وظیفه مردم آن است که قرآن را طبق آن چه نازل شده است قرائت کنند. ولی اگر به تفسیر نیاز داشته باشند، هدایت و تفسیر بر عهده ماست. این آگاهی به کتاب الهی، وظیفه ای را بر عهده پیشوایان معصوم(ع) قرار داده و آن هدایت انسان ها جهت شناخت حقیقی آیات قرآن است، هدایتی که نتیجه اش معرفت کامل است.

    لذا امام باقر(ع) همانند پدران بزرگوارش با راهنمایی های صحیح و منطقی وجدان های خفته بسیاری از افراد را بیدار می کرد و آنان را به سوی کمال رهنمون می نمود. ابوحمزه ثمالی در این زمینه چنین نقل می کند: روزی امام باقر(ع) با قتادة بن دعامه بصری روبرو شد. حضرت پرسید: تو کیستی؟ گفت: قتاده هستم. فرمود: تو فقیه اهل بصره هستی؟ گفت: آری. حضرت فرمود: وای بر تو ای قتاده! خداوند بندگان شایسته ای را آفریده است تا بر دیگران حجّت باشند. آنان بر پادارنده اوامر الهی و نخبگان علم خدا هستند. قتاده پس از یک سکوت طولانی گفت: به خدا سوگند من تاکنون در برابر فقیهان بسیاری نشسته ام، ولی آن گونه که در برابر شما مضطرب شده ام در مقابل هیچ یک از آنان اضطراب مرا در بر نگرفت. امام باقر(ع) فرمود: تو می دانی کجا نشسته ای؟ تو در مقابل خاندانی هستی که خداوند در شأن و مقام آنان فرموده است:فی بیوتٍ اذن اللّه ان ترفع و یذکر فیها

    اسمه یسبّح له فیها بالغدوّ و الآصال رجالٌ لاتلهیهم تجارةٌ و لابیعٌ عن ذکر اللّه و اقام الصّلاة و ایتاء الزّکوة...؛(9) این چراغ فروزان در خانه هایی قرار دارد که خداوند دستور داده آن را بالا برند، خانه هایی که نام خدا در آن ها برده می شود و شب و روز در آن ها خداوند را تسبیح می گویند. پاک مردانی که هیچ تجارت و کسبی آنان را از یاد خدا و برپا داشتن نماز و دادن زکات غافل نمی کند. امام(ع) در ادامه فرمود: ما همان خاندانی هستیم که خداوند این گونه توصیف نموده است.(10)

    تبیین فرهنگ اجتهاد

    یکی از شاخه های مهم علوم اسلامی علم اصول است که به کمک آن می توان احکام دینی را از ادلّه و براهین شرعی استنباط و استخراج نمود. تمام دانشمندان شیعی معتقد هستند که امام باقر(ع) نخستین کسی است که این علم را تأسیس نمود و قواعد آن را تدوین و جمع آوری کرد و از این رهگذر دروازه اجتهاد را به روی دانشمندان و طالبان علوم اسلامی باز نمود.(11) بنابراین آن حضرت در دوران امامت خویش به رغم این که عرصه فرهنگی جامعه گرفتار چالش های عقیدتی و درگیری های مختلف فقهی بود، سعی نمود تا با تبیین شیوه های صحیح اجتهاد به نهادینه ساختن این فرهنگ بین دانشمندان علوم اسلامی اقدام نماید.

    زرارة بن اعین و محمد بن مسلم ثقفی که از بزرگ ترین راویان احادیث اهل بیت(ع) قلمداد می شوند، در روایتی می گویند: از امام باقر(ع) در مورد نماز مسافر سؤال کردیم. امام(ع) فرمود: خداوند در قرآن می فرماید:واذا ضربتم

    فی الأرض فلیس علیکم جناحٌ ان تقصروا من الصّلوة...؛(12) هنگامی که سفر می روید، بر شما گناهی نیست که نماز خود را کوتاه کنید... به امام عرض کردیم: خداوند فقط فرموده بر شما گناهی نیست و نفرموده:افعلو که ظهور در وجوب داشته باشد. پس چگونه از این آیه فهمیده می شود که واجب گردانیده است؟ امام فرمود: آیا نمی دانید که خداوند در مورد صفا و مروه فرموده است: فمن حجّ البیت او اعتمر فلاجناح علیه ان یطّوف بهما...؛(13) پس هر کس حجّ خانه خدا و یا عمره را به جا آورد، بر او گناهی نیست که سعی بین صفا و مروه را انجام دهد...

    آیا نمی بینید که طواف آن دو (صفا و مروه) واجب شده است؟ چون خداوند در قرآن آورده و پیامبر(ص) نیز بدان عمل کرده است.

    تقصیر در سفر نیز همین گونه است که پیامبر(ص) بدان عمل کرده است و پروردگار متعال نیز آن را در کتابش آورده است.

    زراره در جای دیگر می گوید: از امام محمد باقر(ع) سؤال کردم: شما در مسح پا و سر، تمام سر و پا را مسح نمی کنید، بلکه مسح مقداری از آن را کافی می دانید، آیا ممکن است بیان کنید که این حکم را چگونه و از کجا بیان می فرمایید؟

    امام(ع) با تبسمی پاسخ داد: این همان مطلبی است که در قرآن کریم آمده است. خداوند می فرماید:...وامسحوا برؤسکم...؛(14) و سرهایتان را مسح کنید. و نفرموده است: وامسحوا رؤسکم بنابراین وقتی قرآن می گوید:برؤسکم مقداری از مسح سر کافی است و این مطلب از کلمه ب که حرف جارّه است فهمیده می شود و در واقع امام حرف باء را باء تبعیضیّه در نظر گرفته است که دلالت بر جزء از کل می کند. امام در ادامه فرمود: در عبارت وارجلکم الی الکعبین کلمه ارجل عطف به رؤس است بنابراین می فهمیم که مسح قسمتی از پا برای وضو کافی است و این همان چیزی است که پیامبر اکرم(ص) آن را برای مردم تفسیر کرده بود امّا مردم به سخن ایشان هیچ توجهی نکردند و آن را تباه ساختند.(15)

    اثبات مقام امامت

    امام باقر(ع) برای شناساندن جایگاه امامت به مردم و جلب دل ها به سوی محبّت اهل بیت(ع) از هیچ کوششی فروگذار نبود و درصدد بود تا با این شیوه جایگاه امامت و ولایت را به گونه ای روشن برای مردم ترسیم کند. ایشان به منظور اثبات مقام امامت در کودکی به ائمه اطهار(ع) آیه ای از قرآن را که در شأن و مقام حضرت یحیی(ع) است، مورد استناد قرار می دهد:یا یحیی خُذ الکتاب بقوّةٍ و آتیناه الحکم صبیّاً؛(16) ای یحیی! دستورات آسمانی را با تمام توان فراگیر و ما در همان سن کودکی مقام نبوت را به وی عطا کردیم.

    یک سال امام محمد باقر(ع) و فرزندش امام صادق(ع) به فرمان هشام بن عبدالملک (دهمین خلیفه بنی امیّه) به شام دعوت شدند درباریان مشغول تیراندازی بودند و هشام اصرار نمود که حضرت باقر(ع) هم در این برنامه شرکت کند. آن حضرت کمان را به دست گرفت و تیر به زه آن نهاد، به طوری که با پرتاب آن درست وسط هدف قرار گرفت و تیرهای بعدی بر پیکان تیر اول فرود آمد. هشام ظاهراً این کار را تحسین نمود ولی از همان موقع نقشه بر شهادت رساندن آن امام را در سر پروراند. هشام خطاب به ایشان گفت: تاکنون تیراندازی بدین زبردستی ندیده بودم و گمان نمی کنم کسی به اندازه تو این گونه توانایی و مهارت داشته باشد! هشام در ادامه گفت: آیا فرزندت جعفر می تواند این چنین تیراندازی کند؟ امام پاسخ داد: ما توانایی کامل و تمام را از یکدیگر به ارث می بریم، همان کمال و تمامی که خداوند آیه اش را بر پیامبر نازل کرد: الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دیناً؛(17) امروز دین را برای شما کامل کردم و نعمت خویش را برای شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان دین کامل برای شما برگزیدم.(18)

    عروج ملکوتی

    جابربن یزید جعفی یکی از مهم ترین تربیت شدگان مکتب باقرالعلوم(ع) است. او به مدت 18 سال در مدینه از محضر مبارک امام کسب فیض نمود و هزاران حدیث نورانی را در سینه خود جای داد. وی می گوید از امام باقر(ع) سؤال کردم که در آیه شریفه: و کذلک نری ابراهیم ملکوت السموات و الأرض(19) منظور از ملکوت آسمان ها و زمین که خداوند به حضرت ابراهیم نشان داد چیست؟ دیدم آن حضرت دستان مبارک خود را به طرف آسمان بالا برد و به من فرمود: نگاه کن تا بفهمی که نظاره گر چه چیزی هستی؟ من نوری را دیدم که از دستان آن حضرت به آسمان متصل شده است، به گونه ای که چشم ها را خیره می کند و عقل ها را مات و مبهوت. آن گاه به من فرمود: حضرت ابراهیم(ع) ملکوت آسمان ها و زمین را این چنین دید. بعد امام دست مرا گرفت و به درون خانه برد. لباس خویش را عوض کرد و فرمود: چشم بر هم بگذار! بعد از لحظاتی گفت: می دانی کجا هستیم؟؟ گفتم: نه. فرمود: در آن ظلماتی هستیم که ذوالقرنین به آن جا گذر کرده بود. گفتم: اجازه می دهید که چشمانم را باز کنم؟ فرمود: باز کن امّا هیچ چیز نخواهی دید. چون چشم گشودم در چنان تاریکی بودم که زیرپایم را نمی دیدم.

    اندکی رفتیم باز هم فرمود: ای جابر! می دانی در کجایی؟ گفتم: نه. امام فرمود: بر سرچشمه ای که خضر(ع) از آن آب حیات خورده است. آن حضرت هم چنان مرا از عالمی به عالم دیگر می برد تا به پنج عالم رسیدیم. فرمود: ابراهیم(ع) ملکوت آسمان ها و زمین را این گونه مشاهده کرد. او دید که ملکوت آسمان ها دوازده عالم است و هر امامی که از ما از دنیا برود، در یکی از این عوالم ساکن می شود تا وقتی که ظهور قائم آل محمد(ص) فرا رسد.

    امام باقر(ع) دوباره فرمود: چشم بر هم بگذار و بعد از لحظه ای فرمود: چشم بگشا! چون چشم گشودم خود را در خانه آن حضرت دیدم. آن بزرگوار لباس قبلی خود را پوشید و به مجلس قبلی برگشتیم. من عرض کردم: فدایت شوم چه قدر از روز گذشته است، فرمود: سه ساعت.0(20)

    یاران استوار

    امامان معصوم(ع) به جهت اهمّیت مسأله مهدویّت و غیبت دوازدهمین حجت الهی در فرصت های مناسب با استناد به آیات قرآن از عصر ظهور سخن گفته و شیعیان را با ویژگی های دولت کریمه حضرت مهدی(عج) آشنا نموده اند. پنجمین فروغ امامت در توصیف یاران قائم آل محمد(ص) به ابوخالد کابلی فرمود:

    من به گروهی می نگرم که در آستانه ظهور از طرف مشرق زمین به پا می خیزند آنان برای رسیدن به حق و ایجاد حکومت الهی تلاش می کنند، به طوری که کسی نمی تواند جلو آنان را بگیرد. این حق جویان وقتی که حکومت را به دست گرفتند، آن را به غیر از ولی امر مسلمین به کس دیگری نمی سپارند. کشته های ایشان از شهیدان راه حق محسوب می شوند. امام باقر(ع)

    در ادامه به ابوخالد فرمود: اگر من آن روزگاران را درک کنم، جانم را برای فداکاری در رکاب حضرت صاحب الامر(ع) تقدیم می کنم.

    سپس در مورد استقامت و استواری یاران حضرت مهدی (عج) به این آیه از قرآن استناد کرد:فاذا جاء وعد اولیهما بعثنا علیکم عباداً لنا اولی بأسٍ شدیدٍ فجاسوا خلال الدّیار و کان وعداً مفعولاً؛(21) پس چون وقت انتقام اول فرا رسد بندگان جنگجو و نیرومند خود را بر ضدّ شما بر می انگیزیم، به گونه ای که درون خانه های شما را جست و جو کنند و مجرمان را دستگیر نمایند و این وعده یک امر قطعی است. سپس آن بزرگوار فرمود: این بندگان پیکارجو و نیرومند که به طرفداری از حق به پای خیزند، همان آخرین حجت خدا و یاران وفادار او هستند.(22)

    رجعت در عصر ظهور

    یکی از امتیازات مکتب اهل بیت عصمت و طهارت(ع) اعتقاد و التزام به اندیشه و تفکّر رجعت است. پویندگان و سالکان کوی آن مکتب با الهام از آموزه های قرآنی و سنّت بر این باور هستند که هنگام ظهور منجی عالم بشریت حضرت مهدی (عج) عدّه ای از پیشینیان به زندگی این دنیا باز خواهند گشت. سپس دوباره قبض روح می شوند و در روز قیامت محشور خواهند شد. این اعتقاد مسلّم شیعی بر گرفته از آیات قرآن است. در مقال وحی آیات زیادی به رجعت مردم در گذشته اشاره شده است، همچون: زنده شدن گروهی از قوم بنی اسرائیل،(23) زنده شدن عُزَیر بعد از صد سال،(24) داستان اصحاب کهف (25) و زنده شدن مردگان به دست حضرت عیسی(ع)(26) نمونه هایی از رجعت افراد در اقوام گذشته است.

    امام پنجم(ع) در سیره خود بر این باور وحیانی شیعه تأکید نموده و به این آیه شریفه استناد کرده است:ویوم نحشر من کلّ امّةٍ فوجاً؛(27) و روزی فرا می رسد که ما از هر امّتی گروهی را زنده کرده و محشور می کنیم. این آیه به روشنی دلالت دارد بر این که قبل از قیامت گروه هایی از مردم زنده می شوند و به این دنیا باز می گردند .بنابراین قرآن نه تنها به موارد و مصادیق رجعت در این دنیا اشاره کرده، بلکه به رجعت گروهی نیز قبل از قیامت تأکید دارد.

    سید مرتضی (ره) از دانشمندان بلند پایه مکتب اهل بیت(ع) در مورد رجعت و توضیح سخن امام باقر(ع) می گوید: خداوند متعال در آستانه ظهور حضرت مهدی(عج) گروهی از اموات شیعه را زنده می کند تا به ثواب نصرت و یاری آن حضرت نایل آمده و نظاره گر تشکیل دولت کریمه آن حضرت باشند و طعم شیرین عدالت و حکومت ایشان را بچشند و گروهی دیگر از دشمنان اهل بیت(ع) را محشور می گرداند تا از آنان قبل از قیامت انتقام گرفته و این ظالمان در دنیا ذلّت و خواری کفر و نفاق را احساس کنند.(28)

    پی نوشت ها:

    1. اعیان الشیعه، سید محسن امین، ج 1، ص 650.

    2. بحارالانوار، علّامه مجلسی، ج 46، ص 215.

    3. حیات فکری و سیاسی امامان شیعه(ع)، رسول جعفریان، ص 285.

    4. علل الشرایع، شیخ صدوق، ج 1، ص 233.

    5. نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، خطبه 125، ص 238.

    6. اصول کافی، محمد بن یعقوب کلینی، ج 1، ص 228.

    7. همان، ص 228.

    8. تفسیر الفرات، شیخ ابوالقاسم فرات کوفی، ص 258.

    9. سوره نور، آیات 37 36.

    10. بحارالانوار، ج 46، ص 358.

    11. حیاة الامام محمدٍ الباقر، باقر شریف قرشی، ج 1، ص 226.

    12. سوره نساء، آیه 101.

    13. سوره بقره، آیه 158.

    14. سوره مائده، آیه 6.

    15. وسایل الشیعه، محمد بن حسن حر عاملی، ج 1، ص290.

    16. سوره مریم، آیه 12.

    17. سوره مائده، آیه 3.

    18. دلایل الامامة، محمد بن جریر طبری، ص 4.

    19. سوره انعام، آیه 75.

    20. حدیقة الشیعه، مقدّس اردبیلی، ص 531.

    21. سوره اسراء، آیه 5.

    22. تفسیر عیاشی، ابونصر محمد بن مسعود سرقندی، ج 2، ص 281.

    23. نک: سوره بقره، آیه 55.

    24. نک: همان، آیه 259.

    25. نک: سوره کهف آیه 12.

    26. نک: سوره آل عمران، آیه 49.

    27. سوره نحل، آیه 83.

    28. مع الشیعة الامامیة فی عقائد هم، آیت اللّه جعفر سبحانی، ص 139.

     

    سیره قرآنی امام محمد باقرعلیه السلام

    پگاه سخن

    پنجمین ستاره فروزان آسمان امامت و هفتمین گوهر عرش عصمت و طهارت حضرت امام محمد باقر (ع) در روز سوم ماه سفر و به نقلی در روز اول ماه رجب سال 57 ه.ق در مدینه منوره دیده به جهان گشود.(1) پدرش حضرت علی بن الحسین(ع) و مادرش حضرت فاطمه(س) دختر امام حسن مجتبی(ع) است که امام صادق(ع) از وی با تعبیر کانت صدّیقة لم یدرک مثلها فی آل الحسین(2) یاد نموده است، لذا امام باقر(ع) نخستین کسی است که پدرش از نسل امام حسین(ع) و مادرش از نسل امام حسن(ع) است.(3)

    آن حضرت افزون بر لقب شاکر وهادی به لقب باقر العلوم شهرت یافت، به طوری که جابر بن یزید جعفی می گوید:لانّه بقرالعلم بقراً ای شقّه و اظهره اظهاراً؛(4) او علم را شکافت و رموز و نکات دقیق آن را روشن ساخت.

    ایشان در واقعه جانگداز کربلا همراه پدر و در کنار جدش حضرت سیّدالشهدا(ع) کودکی بود که چهارمین بهار زندگی اش را آغاز کرده بود. آن بزرگوار بعد از شهادت پدرش حضرت امام سجاد(ع) در سال 95 ه.ق کشتی هدایت امت اسلامی را در میان دریای متلاطم حوادث رهبری کرد و به مدت 19 سال و چند ماه زعامت شیعیان را عهده دار شد و سرانجام در روز هفتم ماه ذی الحجّه سال 114 ه.ق در سن 57 سالگی به دستور هشام بن عبدالملک دهمین خلیفه بنی امیه مسموم شد و در مدینه به شهادت رسید و در کنار مرقد مطهر پدر بزرگوارش حضرت زین العابدین(ع) در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد.

    آن حضرت در دوران امامت خویش فرصت های مناسبی را برای گسترش فرهنگ قرآنی و استحکام معارف شیعی و ترویج آن در میان اقشار مختلف مسلمانان به دست آورد، به طوری که با اندک مطالعه در سیره آن بزرگوار می توان به حضور گسترده آیات وحیانی در تمام زوایای زندگی اشان پی برد.

    پنجمین فروغ امامت همانند پدران طاهرینش آن چنان قرآن را با برنامه های زندگی خود عجین کرده بود که کم تر روایتی را می توان از آن بزرگوار به دست آورد که در آن اشاره، شاهد و یا تفسیری از قرآن نباشد، به طوری که تمام سخنان، پاسخ ها و مثال های ایشان برگرفته از مقال وحی است.

    به بهانه شهادت آن امام همام(ع) در این فرصت به سراغ رهنمودهای گهربارشان در زمینه آیات فراوان رفته تا بازتاب انوار درخشان الهی را در سیره و گفتار حضرتش به نظاره بنشینیم.

    آگاه ترین مفسّر عصر خویش

    با استناد به آموزه های دینی و روایی، امامان معصوم(ع) شایسته ترین ترجمان وحی و آشناترین افراد به تفسیر و تأویل آیات قرآن هستند. بنابراین اگر تشنگان معارف الهی بخواهند از چشمه سار وحی سیراب شوند، باید پوینده راه آن بزرگواران باشند. حضرت علی(ع) در این زمینه می فرماید:...نحن احقّ النّاس به...؛(5) ما امامان معصوم(ع) برای تفسیر قرآن از همه مردم شایسته تر هستیم. بر این اساس امام محمد باقر(ع) می فرماید: ما یستطیع احدٌ ان یدّعی انّ عنده جمیع القرآن کلّه ظاهره و باطنه غیر الاوصیاء؛(6) کسی به غیر از جانشینان پیامبر(ص) نمی تواند ادّعا کند که تمام قرآن، ظاهر و باطنش،نزد اوست و نیز می فرماید:انّ من علم ما اوتینا تفسیر القرآن و احکامه؛(7) حقیقتاً دانشی که به ما داده شده است همان تفسیر قرآن و بیان احکام آن است.

    پنجمین خورشید امامت باز در این راستا می فرماید: فانّما علی النّاس ان یقرؤا القرآن کما انزل فاذا احتاجوا الی تفسیره فالاهتداء بنا و الینا؛(8) وظیفه مردم آن است که قرآن را طبق آن چه نازل شده است قرائت کنند. ولی اگر به تفسیر نیاز داشته باشند، هدایت و تفسیر بر عهده ماست. این آگاهی به کتاب الهی، وظیفه ای را بر عهده پیشوایان معصوم(ع) قرار داده و آن هدایت انسان ها جهت شناخت حقیقی آیات قرآن است، هدایتی که نتیجه اش معرفت کامل است.

    لذا امام باقر(ع) همانند پدران بزرگوارش با راهنمایی های صحیح و منطقی وجدان های خفته بسیاری از افراد را بیدار می کرد و آنان را به سوی کمال رهنمون می نمود. ابوحمزه ثمالی در این زمینه چنین نقل می کند: روزی امام باقر(ع) با قتادة بن دعامه بصری روبرو شد. حضرت پرسید: تو کیستی؟ گفت: قتاده هستم. فرمود: تو فقیه اهل بصره هستی؟ گفت: آری. حضرت فرمود: وای بر تو ای قتاده! خداوند بندگان شایسته ای را
    این مطلب تا کنون 8 بار بازدید شده است.

    منبع
    برچسب ها : امام ,حضرت ,باقر ,محمد ,فرمود ,مردم ,امام باقر ,امام محمد ,محمد باقر ,حضرت امام ,امام صادق ,عبدالملک دهمین خلیفه ,قرآن هستند بنابراین ,اوتینا تفسیر القرآن ,بازتاب انوار درخشان ,
    زندگینامه امام محمد باقر(ع

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر